غولی 2 - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:29
دم دم های صبح بود ، یک وانت مزدای دوکابین انتهای کوچه درب خانه که دیشب رفتو امد مشکوک داشت در حال حرکت بود وقتی نزدیک شدم دیدم که داخل کابین غیر از راننده کسی ننشسته ، در عوض پشت وانت سه پسر بچه ده یازده ساله نسبتا خشکل ، و داخل کوچه یک عدد وانت دی
غولی 3 - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:29
امروز نزدیک غروب بود بود ،کاری پیش امد و مجبور شدم دو سه باری مسیر رفتو برگشت خانه را طی کن .در رفت اول حالت مسترس در طول کوچه راه میرفت ،البته اینکه میگویم فجر نکنید در مورد ادمی حرف میزنم که تمامی اکسان ها ها و حالت ها در میمیک صورتش قابل مشاهده اس
کاش هنوز باشی - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:29
ای کاش بی ادبی ام انقدر بر ادبیاتم سایه ننشانده بود تا میگشتم آرایه ای قالبی سبکی پیدا میکردم تا بتوانم بوی بدن تو تازه در امده را مینوشتم تا بفهمانم به یکی یکی کسان که هنوز بوی گل نشنیده اند . حالا وقتی هم که می گویم بوی گل باید هم به کلیشه ، دماغ
غولی 4 - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 13:29
امروز اولین برخوردم با حیدر بود تا این لحضه از نزدیک ندیده بودمش ، کمی نکلت زبان داشت ولی از نظر حافظه بد نبود ، انتظار نداشت که پدر هنوز یعنی بعد از بیست سال بشناسدش یا فکر میکرد دنیایی بزرگ است که و اگر امروز بچه ای ده ساله در خانه ای اخر ابادی بب
شروع میکنم از تو - تاریخ: 1398/12/10 ساعت: 0:56
هیچ انسانی توانایی استفاده از صد درصد توانایی مغذش را نداره .حالا چه اهمیتی داره که ادما با اون بخش بلااستفادشون چکار میکنن یا بهتر بگم عضو بلا استفاده را باید ؟ عا باریکلا ؛برید انداخت دور . حالا اگه یه نفر بتونه برای تموم اعضا و بخش هاش مورده استفاده ای پیدا کنه ، تامام ، زده وسط ، اره صد از صد .ب...
بشینو هدف بگیر - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:31
بین سگدو زدنای روز مره یهو به خودم میام -آهای چته تو، چرا مثه اسب سرتو انداختی پایینو فقط یورتمه میری ؟-ببین رفیقمی ، که نیستی . اصن نمیدونم هر خری که هستی ، اول بگو ببینم رو چه حسابی این حرفو میز
شب توهم های یک مزاحم تلفنی ساعت دوازده شب یک ارایشگاه مردانه - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 0:09
صدای نفس نفس های شبانه پیش از خوابیدنت صدای هو هو هو هوی باده سرد زمستانی میدهد مرد صدای ها ها ها های مردم شلوغ و در هم میانه چاراه گم شدن. صداهای,صداهای, صدا,ها,ها,ها هایه های هایم . صدات, مرد : میلرزه صدات میلرزه.تو تنهایی صدات میلرزه. تو خواب بیداری,میدوی فریاد میکشیو صدات میلرزه. تو خودتو از تنا...
بیخوابیات. - تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 22:05
هر کسی از ضن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من بعد از یه عمری به خود میاییم میبینیم سری نیست اندر احوالت خلقت این بنده بی اختیار. و چه بی رحم است زمان و زمان و زمان. و زمان میگذرد, اختیار را بی اختیار میکنیم, بی اختیار را اخته و بی یار می مانیمو بی یار, که یاری کنیم بی اختیار یاری را یار باشدما...
خوراک مغز - تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 22:05
احساس میکنم دو تا مار تو سرم چمبره زدن. یخورده که از شب بگذره انگاری از خواب بیدار میشن. شروع میکنن به پیچو تاب خوردن ,بعضی وقتا میخوام سرمو بکوبم به دیوار یا انقدر تکونش بدم که اروم بشه. حتی یبار سرمو کوبیدم تو دیوار,اروم که نشد هیچ احساس حماقتم برانگیخته شد. بعضی وقتا هم که درد نمیگیره, مثلا همین ...
شب توهم های یک مزاحم تلفنی ساعت دوازده شب یک ارایشگاه مردانه - تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 22:05
صدای نفس نفس های شبانه پیش از خوابیدنت صدای هو هو هو هوی باده سرد زمستانی میدهد مرد صدای ها ها ها های مردم شلوغ و در هم میانه چاراه گم شدن. صداهای,صداهای, صدا,ها,ها,ها هایه های هایم . صدات, مرد : میلرزه صدات میلرزه.تو تنهایی صدات میلرزه. تو خواب بیداری,میدوی فریاد میکشیو صدات میلرزه. تو خودتو از تنا...
پلمپ - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 7:26
دوست ندارم اینجا پلمپ بشه چرا؟شاید واسه این که خاطرات تلخ و دوست داشتنی ای را یادم میاره .میدونی مثل چی میمونه ؟مم م ممثه ی ی ییه نیمکت میمونه میان ،میشینن،میمونن،و اخر سر همشون میرن ...ولی انگار دیگه بهش عادت کردمیجورایی قسمتی از خودم میدونم
پوز خند - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 7:26
خاطره های دیروز قشنگن,خندا دارن,یعنی دیروز مون مهیج بود,خاطره انگیز بود ولی نمیدونم امروز میخوام چه خاطره ای واسه فردا بزارم, بعد از دادنشون کامل فراموششون میکنم. اینجوریه دیگه. دیگه فهمیدم کش دادنشن کاره درستی نیس,ولی لامصب,یه سری چیزا رو ن
پاییزه بی برگی - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 7:26
پاییزه بد رنگیه, همیشه بد رنگ بوده پاییزه غریبیه, سرده, بی معرفته هوا که سرد میشه,قلب ادمم یخ میکنه, سرد میشه ولی نمیشکنه خسته که میشه میخواد کوچ کنه بره یجای گرم ,یجای رنگی,یجای اروم. کوج کن دلم, تو برو, تو برو یجایی گرم, من میمونم, نمیتونم بیام, من مال همینجا, مال همین شرایطم, مال همین سرمام. تو ب...
یهویی - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 7:26
یه کامنت یهویی از یه هویی که خیلی وقته دنبال هویی گفتنشی ولی خوشحال, میشم, شاد میشم, میشکفم با همین یه خوشحالیه کوچیکش, شاید ضعف باشه که شادیتو ببینه ولی اون دشمنه که از ضعف عاتو میگیره ولی تو دوستی, خوبی و من عمریه که تو خاک ایپون شدمتم + نوشته شده در چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ساعت 1:54&nbsp توسط مهرداد ...
افسوس بی افسوس - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 7:26
بحث گرگ بودو,دریدن وحشی بودن تو دنیای وحشی میگفت درست نیست, طرز تفکر اشتباهیه برام متاسف بود برای این ایدولوژی سیستمم اینجوری شده دیگه, دنیا بیرحمه, میخورنت نه, عوضی, نههه گاهی پرانتز هم باید باز بکنی گاهی هم سرتو بنداز پایین بغض کن گاهی مغرور ولی این وسط جای افسوس خوردن نیس... + نوشته شده در جمعه ۲...
یک روزی میاد - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 7:26
یک روزی میاد که تمام عرق ها به عرق می افتند و اب از اب تکان نمیخورد ان روز امد یک روز میاد که میروی ان روز میروی ان روز رفتی ان رفت او امد ان رفت ان می اید او ان من + نوشته شده در دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ساعت 17:37&nbsp توسط مهرداد |
مجذوبات تکراری - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 7:26
شاید جالب باشه که بعضی از ادما وابسته بعضی از چیزها میشن مثلا خودم وابسته به سرمای دیوار کنار تخت خواب که شب موقع خواب با کف بای راستم احساسش میکنم ,یا بوی ملحفه ای که شبها روی خودم میندازم یا خیلی وابستگی های دیگه. یه موقع هایی میگم وابستگ
بیخوابیات. - تاریخ: 1396/8/7 ساعت: 7:26
هر کسی از ضن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من بعد از یه عمری به خود میاییم میبینیم سری نیست اندر احوالت خلقت این بنده بی اختیار. و چه بی رحم است زمان و زمان و زمان. و زمان میگذرد, اختیار را بی اختیار میکنیم, بی اختیار را اخته و بی یار می مانیمو بی یار, که یاری کنیم بی اختیار یاری را یار باشدما...